محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
123
خلد برين ( فارسى )
جائى رسيد كه از مدارس و معابد اهل سنت و جماعت رسوم مذمومهء مبتدعهء ايشان به نوعى برافتاد كه كسى بعد از آن در جهان از ايشان نشان نداد . و چون متاع دكان افاده و استفادهء علماى اعلام اماميه و فقهاى كرام اثنى عشريه يعنى كتب فقه و حديث در بازار روزگار كمياب بود و مردمان به مسائل حق جعفرى و قواعد و قوانين متين ائمهء اثنى عشرى محتاج بودند جلد اول قواعد الاسلام عمدهء مشايخ كرام علامة العلماء شيخ جمال الدين مطهر حلى را در ميان كتابهاى قاضى نصر الله زيتونى به دست آوردند و مدار تعليم و تعلم و افاده و استفاده مدتى بر آن كتاب بود تا آن كه به اقبال روزافزون اين شهريار ربع مسكون ، روز بروز انوار حقيقت آثار آفتاب مذهب ائمهء اثنىعشر بر شرق و غرب عالم تافت و طريقهء حقهء اماميه كه در اين مدت مديد و عهد بعيد چون هلال شب عيد در زير ابر تقيه از نظرها ناپديد بود گوشهء ابرو به نظربازان جهان حق - طلبى نمود . و شهريار آفاق در آن زمستان در خطهء دلپذير تبريز قشلاق فرموده به رشحات غمام انعام عام ، كشت مرام فدويان جان نثار و شيرشكاران معركهء كارزار را سرسبز و سيراب گردانيد و نهال آمال هر يك از صوفيان صافى نهاد و غازيان پاكيزه [ 26 ] اعتقاد را فراخور پايه و قدر جانفشانى به اوج سربلندى رسانيد و منصب والاى وكالت نفس نفيس به حسين بيك لله و وزارت و صاحبديوانى به جناب امير زكرياى كججى و صدارت و ضبط موقوفات ممالك محروسه به قاضى شمس الدين گيلانى تفويض يافت و ساير امراء و اركان دولت به مناصب مناسب ، ممتاز و سرافراز گرديدند و متوطنان آن خطهء مينو نشان را در دار الامان عدل و احسان جاى داده در آن زمستان ابواب گرمى و دلجوئى بر روى ايشان گشاد .